من سرم تو کار خودم بود
بعد یه روز یه نفرو دیدم
اون این شکلی بود
ما اوقات خوبی با هم داشتیم
من یک کادو مثل این بهش دادم
وقتی اون کادومنو قبول کرد من اینطوری شدم
ما تقریبا همه شبها با هم حرف میزدیم
وقتی همکارام من و اونو توی اداره دیدن اینجوری نگاه میکردن
و منم اینجوری بهشون جواب میدادم
اما روز ولنتاین اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه
بعد اینجوری شدم
بله….آخرش به این حال و روز افتادم پدر عاشقی بسوزه
نظرات شما عزیزان:
salam web khobi dashti linket kardam toham lotfamano belink mamnonkesarzadi
درباره وبلاگ ![]() موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
![]() |
|||||
![]() |